X
تبلیغات
رایتل
با ماهرخی اگر نشستی، خوش باش
تلاوت‌های ذهنی یک خود نسل سوخته‌بین
 
جمعه 19 خرداد 1396 :: 05:49 :: نویسنده : مجتبیٰ فرد
کلمه «پریشان» را در غزلیات سعدی جست‌وجو کردم. غالباً به معنای «آشفته» و بیشتر به شکل صفت همراه کلمه «زلف» استفاده شده بود. چیزی که نمی‌دانستم این بود که چهار جا به عنوان متضاد «مجموع» آمده بود، به معنای پراکنده.

«عیب‌جویانم حکایت پیش جانان گفته‌اند

من خود این پیدا همی‌گویم که پنهان گفته‌اند

پیش از این گویند کز عشقت پریشان‌ است حال
گر بگفتندی که مجموعم، پریشان گفته‌اند»

به خودم که باشد پریشان را این طور ترجمه می‌کنم: زیبایی در عین پراکندگی، آشفته‌ی دلربا.



 
موضوعات
آرشیو وبلاگ
آخرین مطالب
پیوندها

آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 241061