X
تبلیغات
رایتل
با ماهرخی اگر نشستی، خوش باش
تلاوت‌های ذهنی یک خود نسل سوخته‌بین
 
پنج‌شنبه 7 اردیبهشت 1396 :: 10:24 :: نویسنده : مجتبیٰ فرد
پی‌دی‌اف کتاب، زیاد دارم، 99 درصد هم ناخوانده. همان حکایت همیشگی انس و الفت به بوی کاغذ و دست گرفتن کتاب. PDFها را غیر از جست‌وجوی موردی، از دو جا دانلود می‌کنم. دو منبعی که مرتب و منظم به‌روزرسانی می‌شوند و به همین دلیل دائم به آن‌ها سرکشی می‌کنم. یکی صفحه فیس‌بوک باشگاه ادبیات که حالا کانال تلگرام هم دارد. دومی سایت لی‌لی بوک.
این دومی به طور تخصصی رمان کار می‌کند و خلاصه داستان می‌نویسد و شرح مفصلی درباره هر کتاب می‌دهد. در صورت وجود ترجمه‌های مشابه یک رمان خارجی، لینک دانلودشان را همان زیر فهرست می‌کند.

چند وقت پیش موضوع داستان The Moving Finger توجهم را جلب کرد. این خلاصه داستان و وجه تسمیه نام کتاب است:

«داستانِ کتاب، در موردِ خانواده “بارتون” است که برای رسیدن به آرامش، از لندن به روستایی کوچک و آرام پناه می‌برند؛ اما به زودی متوجه می‌شوند که در این روستای کوچک بیش از لندن تشویش و نگرانی به آن‌ها می‌رسد. ماجرا وقتی شروع می‌شود که شخص ناشناسی اقدام به فرستادن نامه‌های آزاردهنده به اهالی روستا می‌کند و در آن، روستاییان را تهدید به افشای رازهای زندگی‌شان نزد دیگران می‌کند و به آن‌ها افتراهای بیهوده می‌زند. ماجرا وقتی پیچیده‌تر می‌شود که یکی از ساکنان روستا، بر اثر دریافت یکی از همین نامه‌ها دست به خودکشی می‌زند.

عنوان اصلی کتاب The Moving Finger است که ترجمه تحت‌اللفظی آن یعنی انگشت متحرک که در انگلیسی اصطلاح رایجی است برگرفته از یک رباعی خیام با ترجمه ادوارد فیتزجرالد و غرض از آن در اصل قلم سرنوشت است و خود فیتزجرالد آن را با اشاره به آیاتی از کتاب مقدس معادل رفته قلم در شعر خیام آورده است:


از رفته‌قلم هیچ دگرگون نشود          
وز خوردن غم به جز جگر، خون نشود
گر در همه عمر خویش، خونابه خوری         
یک قطره از آن که هست افزون نشود



این عنوان در کتاب به دو صورت مجازی و عینی نشان داده شده است. یکی اینکه شخص ناشناسی، نامه های آزار دهنده ای را به اهالی یک روستا می فرستد و در آن نامه ها، آن ها را تهدید به افشای رازهای شان می کند (اشاره به معنای مجازی: قلم سرنوشت) و دیگر اینکه این شخص برای شناسایی نشدن خود از روی اثر انگشت توسط پلیس، فقط از یک انگشتِ خود (اشاره به معنای عینی: انگشت متحرک) برای نوشتن نامه‌ها استفاده می‌کند!»
خب، برای این کتاب، در سایت دو ترجمه بود. «انگشت اتهام، ترجمه بهزاد منتظری، نشر سبزان» و «دست‌ پنهان، ترجمه مجتبی عبدالله‌نژاد، نشر هرمس».
برای انتخاب یکی جهت مطالعه، تنها ترجمه صفحه اول هر دو کتاب را مقایسه کردم. شما هم مقایسه کنید:



گفته‌اند که: «مترجم، خائن است». در مورد ترجمه انگشت اتهام، کار از خیانت گذشته و به جنایت رسیده است.



 
موضوعات
آرشیو وبلاگ
اردیبهشت 1397
فروردین 1397
اسفند 1396
آذر 1396
مهر 1396
شهریور 1396
مرداد 1396
تیر 1396
خرداد 1396
اردیبهشت 1396
فروردین 1396
اسفند 1395
دی 1395
شهریور 1395
تیر 1395
اردیبهشت 1395
فروردین 1395
اسفند 1394
دی 1394
آذر 1394
آبان 1394
مهر 1394
شهریور 1394
مرداد 1394
تیر 1394
خرداد 1394
اردیبهشت 1394
فروردین 1394
اسفند 1393
بهمن 1393
دی 1393
آذر 1393
آبان 1393
مهر 1393
شهریور 1393
مرداد 1393
تیر 1393
خرداد 1393
اردیبهشت 1393
فروردین 1393
اسفند 1392
بهمن 1392
دی 1392
آذر 1392
آبان 1392
مهر 1392
شهریور 1392
مرداد 1392
تیر 1392
خرداد 1392
اردیبهشت 1392
فروردین 1392
اسفند 1391
بهمن 1391
دی 1391
آذر 1391
آبان 1391
مهر 1391
شهریور 1391
مرداد 1391
تیر 1391
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
بهمن 1388
دی 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387

آخرین مطالب
پیوندها

آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 243522